این ایده خیلی خوبی بود که صاحب کافه همسرش را پشت پیشخوان بگذارد. مشتریان دسته دسته آمدند. بله، همسر نیمفومونی همیشه توجه بیشتری را طلب کرده بود، اما حالا برای تجارت خوب بود. جذابیت های او همیشه در تجارت بود، قهوه و همچنین الکل فروخته می شد و حتی افراد همیشگی خود را داشت. حتی یک باریستا هم می توانست به شهرت برسد اگر شوهرش اهمیتی نمی داد.
برای چنین لب های شادابی می توانید چیزهای زیادی بدهید! دور نرم و عمیق آنها از نظر لذت با ماهرانه ترین و مطمئناً مرطوب ترین بیدمشک قابل مقایسه است! تماشای چشمان سیاه نافذ سیاهپوست به ویژه رضایت بخش است، گویی از بالا شما را نوازش می کند در حالی که زبان او به طرز ماهرانه ای فالوس شما را در زیر مدیریت می کند. اما اگر فقط همین بود. الاغ متحرک او، سینه های کاملاً سایز و شکل او یک الهه است!