همه چیز در این خانواده از طریق الاغ است - بابا دختر را می زند، مادر پسر را می مکد. و برای اینکه شوهر دوباره زنش را به جهنم بزند، او مجبور شد دخترش را اغوا کند. به نظر می رسد که آنها خودشان قبلاً گیج شده اند که چه کسی به چه کسی لعنتی زده است ، اما با این وجود ، همه در حال و هوای سال نو هستند و برای همه به اندازه کافی بیدمشک وجود دارد.
پسری به دوست دخترش اجازه داد پیش یک آقا پولدار برود. بابای سیاه پوست به او 20000 دلار پیشنهاد داد تا به مدت یک ماه به هوس های او عمل کند. کدام دختر عادی این را رد می کند؟ هر شوهری او را می فرستد تا پولی به دست بیاورد - به او اجازه دهید کارش را انجام دهد. بالاخره او یک جوجه است.
این ایده خیلی خوبی بود که صاحب کافه همسرش را پشت پیشخوان بگذارد. مشتریان دسته دسته آمدند. بله، همسر نیمفومونی همیشه توجه بیشتری را طلب کرده بود، اما حالا برای تجارت خوب بود. جذابیت های او همیشه در تجارت بود، قهوه و همچنین الکل فروخته می شد و حتی افراد همیشگی خود را داشت. حتی یک باریستا هم می توانست به شهرت برسد اگر شوهرش اهمیتی نمی داد.
ماساژور خاص، که میداند چگونه خروس، تمام قسمتهای بدن را کاملا ماساژ دهد، اما نمیداند با بقیه بدن چه کند. اگرچه، شاید این مهارت اصلی در ماساژ باشد؟