این پسر نمی تواند از پس امور مالی خود برآید و نمی تواند به درستی از دخترش محافظت کند. او را نزد یک سیاهپوست فرستاد تا بدهیهایش را بپردازد، و حتی نمیدانست که دو نفر از آنها خواهند بود. و خودش بیهوده در آستان خانه رها شد. البته از دختر پذیرایی مناسبی شد و در دو بشکه زدند، اما بدهی باید بازپرداخت شود و او چاره ای جز رضایت هر دو نداشت. او این کار را کاملاً انجام داد.
بنابراین احتمالاً در آینده رایانه ها از مشتریان پول می گیرند و فاحشه ها را به لعنت می اندازند. جالب است که مغز کامپیوتر به شما این امکان را می دهد که سبزه را خفه کنید و به او تجاوز کنید، اما در دهان او شاش نکنید. فکر می کردم می خواهد او را خفه کند، اما این کار را نکرد. ظاهراً یک مرد بالغ متوجه شد که در آن صورت کسی نخواهد بود که بمکد و دیک خود را در گوشت بکوبد - در جامعه نجیب، ماوایس تن است.
چرا هیچکس نمیتونه اینطوری منو لعنت کنه؟